تبليغاتX
بار امانت

بار امانت

با دوستان رفته ز چه حسرت مي خوريم

ما خود مگر قرار اقامت نهاده ايم

 

سلام دوستان

اومدم كه درگذشت بسيار تاسف برانگيز خواننده ي عزيز و محبوبم ناصر عبد اللهي رو به همگي دوستدارانش تسليت بگم

من كه هنوز باورم نميشه , چقدر ساده و راحت,  ديگه ناصر عبداللهي در كار نيست

تا مرگ سراغ تك تك ماها نياد , هيچوقت باورمون نميشه كه بالاخره يه روزي نوبت من يكي هم ميشه ,  شايد هم اين روز خيلي به من نزديك باشه , حتي نزديكتر از اينكه مجال بده تا آخرين دم رو به بازدم تبديل كنم ,

به هر حال تنها آرزويي كه الان ميتونم بكنم اينه كه : خدايا عاقبت همه ي ماها رو ختم به خير كن

روحش شاد  29 آذر 85

اینم یکی از شعرایی که خونده

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت
دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
پاشنهء كفش فرارو ور كشيد
آستين همت رو بالا زد و رفت

يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوٌا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت

دل من يه روز به دريا زد و رفت
پشت پا به رسم دنيا زد و رفت
زنده ها خيلی براش كهنه بودن
خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

هوای تازه دلش میخواست ولی
آخرش توی غبارا زد و رفت
دنبال كليد خوشبختی می گشت
خودشم قفلی رو قفلا زد و رفت
يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
سنگ توی شيشهء فردا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
دفتر گذشته ها رو پاره كرد
نامهء فرداها رو تا زد و رفت
حيوونی تازگی آدم شده بود
به سرش هوای حوا زد و رفت
به سرش هوای حوا زد و رفت
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/29ساعت 22:34  توسط انسان  | 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

اين روزا خيلي حالم بده , هر چند يكم سرما خوردم ولي منظورم بيشتر حال روحيمه

همش دلشوره دارم .آخه نميدونم چرا هي خواباي عجيب غريب و يكم ترسناك ميبينم

فكر ميكنم همش ميخواد يه اتفاقي بيفته , شايدم تاثير همين اتفاقاي اخيره كه واسه خونوادم افتاده , فوت پدر بزرگم ,اونم بر اثر يه تصادف وحشتناك

تصادف بابام , البته خدارو شكر فقط ماشينمون خسارت ديد

و يه اتفاق بدتر كه ترجيح ميدم فعلا" ازش حرفي نزم تا ببينم آخرش چي ميشه

خلاصه از دنيا و بيشتر, از آدماي اين دوره و زمونه به شدت متنفر شدم

هرچند خيليا هنوز هستن كه وقتي بهشون فكر ميكني ,  شايد از انسان بودن خودت لذت ببري

ولي به قول يكي از دوستام , وقتي اين همه بدي دورو بر آدم باشه چطور ميشه با خيال راحت از خوبيهاي اطراف لذت برد؟ , من كه نميتونم , شايد حالا به ظاهر و توي جمع خودمو خوشحال و راضي نشون بدم ولي به محض تنها شدن همه ي غمهاي عالم مياد سراغم

ولي آخرش به اين نتيجه ميرسم كه من قدرتشو ندارم كه همه ي مردم دنيا رو عوض كنم , اونيكه بايد تغيير بدم و براي بهتر شدنش تلاش كنم , وجود خودمه نه كس ديگه

مثل اين مطلب :

از خودمان شروع كنيم

مطلب زير روي سنگ قبر يك متوفي در يكي از گورستان هاي انگلستان حك شده است:

زماني كه جوان بودم و تخيلاتم حد و حصري نداشت, روياي دگرگون كردن گيتي را در سر مي پروراندم. بزرگتر و عاقلتر كه شدم, كاشف به عمل آوردم كه گيتي دگرگون نخواهد شد و به همين خاطر كمي كوتاه آمدم و تصميم گرفتم كه فقط كشورم را دگرگون كنم .

اما آن هم استوار و تغييرناپذير مي نمود . به سن ميانسالي كه رسيدم, بس از پشت سر نهادن آخرين تلاش نافرجامم, راضي  به  دگرگوني  و ايجاد تحول در نزديكترين افراد به خود, يعني خانواده ام شدم. اما افسوس كه در مورد هيچيك به نتيجه اي رضايتبخش نرسيدم .

و حالا كه در بستر مرگ افتاده ام , بناگاه تشخيص مي دهم كه اگر قبل از هر كس خودم را تغيير ميدادم ,ميتوانستم به مثابه الگوئي باعث تحول خانواده ام بشوم و در سايه ي تشويق , دلگرمي و انديشه ي خوب آنان وسيله اي باشم براي پيشرفت كشورم و شايد هم ,كسي چه ميداند ,  وسيله اي براي دگرگوني گيتي.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/28ساعت 0:26  توسط انسان  | 

الان شايد حدود نيمساعتي هست كه دارم بين چند تا عكس از پروانه هاي مختلف ميگردم تا يكيشونو واسه وبلاگ انتخاب كنم , ولي مگه ميشه يكيشونو انتخاب كرد ,  يكي از اون يكي قشنگتر , چه انتخاب سختي !!!

 فكر كنم مجبور كردن كسي به انتخاب يكي از اين عكسا به عنوان زيباترين ميتونه سختترين شكنجه ي روحي براي اون باشه . مگه ميشه رو يكي از خلقتهاي خدا عيب گذاشت ؟ ولي بالاخره مجبور شدم يكي رو به عنوان نماينده ي بقيه انتخاب كنم , فكر كنم براي دقيق شدن و چند لحظه فكر كردن و پي بردن به عظمت خدا , همين يكي هم ميتونه كافي باشه , ... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/09/16ساعت 11:23  توسط انسان  | 

 

بسم الله الر الرحمن الرحيم

انّا عرضنا الامانهَ علي علي السّموات و الارض و الجبال فابين ان يحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه كان ظلوما" جهولا"

سوره احزاب آيه ي 72

ما بر آسمانها و زمين و كوههاي عالم عرض امانت كرديم , همه از تحمل آن امتناع ورزيده و انديشه كردند تا انسان ( ناتوان ) بپذيرفت و انسان هم ( در اداء امانت ) بسيار ستمكار و نادان بود (72) اين عرض امانت براي اين بود كه خدا مرد و زن منافق و مرد و زن مشرك  همه را به قهر و عذاب گرفتار كند و از مرد و زن مومن ( برحمت ) در گذرد كه خدا بسيار آمرزنده و مهربان است (73) 

من كه فكر ميكنم اين امانت همون روح پاكي هست كه خدا ابتداي خلقت هر انساني لطف ميكنه و بهش ميده , ولي اكثر ما آدماي نادان و گناه كار و قدر نشناس , از اين نعمت بزرگ كه خدا بهمون امانت داده , هر استفاده اي كه دلمون بخواد كرديم و ميكنيم و ديگه موقع مرگ , معلوم نيست چه بلايي سر اين امانت اومده باشه؟!

شما چي ميگين ؟ به نظر شما اين بار امانتي كه خدا تو قران ازش حرف زده چي ميتونه باشه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/09/14ساعت 19:50  توسط انسان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 17:58  توسط انسان  | 

فائو

 

صداقت و راستگويي تورا در جامعه آسيب پذير ميكند با اين حال صادق و راستگو باش
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 17:25  توسط انسان  | 

پائولو كوئليو

 

بزرگترين دروغ جهان اين است : در لحظه ي مشخصي از زندگيمان , اختيارمان را بر زندگي خود از دست ميدهيم و از آن پس سرنوشت بر زندگي ما حكمفرما ميشود

 

انسان بايد سرنوشت خود را انتخاب كند نه اينكه آنرا بپذيرد

 

كافيست به يك دانه ي ساده ي شن بنگري و تمامي شگفتيهاي خلقت را در آن ببيني

 

خدا هميشه در زندگي فرصت دوباره اي به انسان ميدهد و كمكش ميكند تا راهش را دوباره پيدا كند

 

كشتي در ساحل بسيار امن تر است اما به اين خاطر ساخته نشده است  

 

شايد خداوند صحرا را خلق كرد تا انسان بتواند با ديدن يك نخل تبسم كند

 

سكوت هميشه به معناي رضا نيست , معمولا" فقط ناتواني مردم را در واكنش به موقع نشان مي دهد (مصداق بارزش خودم (نويسنده))
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 17:24  توسط انسان  | 

خيام

در كارگه كوزه گري رفتم دوش           ديدم دوهزار كوزه گويا و خموش

ناگاه يكي كوزه بر آورد خروش     كو كوزه گر وكوزه خر وكوزه فروش

 

عالم اگر از بهر تو مي آرايند          مگراي بدان كه عاقلان نگرايند

بسيار چو تو شدند و بسيار آيند     برباي نصيب خويش كت بربايند

 

عمرت تا كي به خود پرستي گذرد          يا در پي نيستي و هستي گذرد

مي خور كه چنين عمر كه غم در پي اوست      آن به كه به خواب يا به مستي گذرد

 

از منزل  كفر تا به دين يك نفس است     وز عالم شك تا به يقين يك نفس است

اين يك نفس عزيز را خوش ميدار     كز حاصل عمر ما همين يك نفس است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/13ساعت 17:23  توسط انسان  | 

سفر هيچ چيز به جز دلتنگی ندارد

اما...

زندگی به من آموخت،

برای بهتر ديدن عظمت و شکوه هر چيز

بايد قدری از آن دور شد!!!

 

بگذار تا

شيطنت عشق چشمان تو را به عرياني خويش بگشايد

هر چند معنايش جز رنج و پريشاني نباشد ؛

اما كوري را هرگز به خاطر آرامش تحمل مكن

دكتر علي شريعتي

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 23:35  توسط انسان  | 

با سلام به همه ی شما دوستان عزیز

اول از همه فرارسیدن سالروز میلاد امام رضا (ع) رو به همگی تبریک عرض میکنم و این تقارن رو با افتتاح وبلاگم به فال نیک میگیرم

امیدوارم بتوانم مطالب مفیدی برای شما دوستان عزیز داشته باشم

تا بعد

+ نوشته شده در  شنبه 1385/09/11ساعت 22:22  توسط انسان  |