تبليغاتX
بار امانت

بار امانت

آخي دلم چقدر واسه وبلاگم تنگ شده بود

خوبي عزيزم؟

 

ماهی

من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
اين گونه
گرم و سرخ:

احساس می کنم
در بدترين دقايق اين شام مرگزای
چندين هزار چشمه خورشيد
در دلم
می جوشد از يقين؛
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه اين شوره زار ياس
چندين هزار جنگل شاداب
ناگهان
می رويد از زمين.
***
آه ای يقين گمشده، ای ماهی گريز
در برکه های اينه لغزيده تو به تو!
من آبگير صافيم، اينک! به سحر عشق؛
از برکه های اينه راهی به من بجو!
***
من فکر می کنم
هرگز نبوده
دست من
اين سان بزرگ و شاد:
احساس می کنم
در چشم من
به آبشار اشک سرخگون
خورشيد بی غروب سرودی کشد نفس؛

احساس می کنم
در هر رگم
به تپش قلب من
کنون
بيدار باش قافله ئی می زند جرس.
***
آمد شبی برهنه ام از در
چو روح آب
در سينه اش دو ماهی و در دستش اينه
گيسوی خيس او خزه بو، چون خزه به هم.

من بانگ بر كشيدم از آستان ياس:
(( آه ای يقين يافته، بازت نمی نهم! ))

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت 22:55  توسط انسان  | 

سرانجام

 

مرا  عمري   به  دنبالت  كشاندي

سرانجامم   به خاكستر نشاندي

ربودي  دفتر دل  را  و  افسوس

كه سطري  هم   از اين   دفتر نخواندي

گرفتم   عاقبت  دل   بر  منت  سوخت

پس  از   مرگم  سرشكي  هم  فشاندي

گذشت   از  من  ولي آخر   نگفتي

كه  بعد  از من  به  اميد  كه  ماندي

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/01/21ساعت 21:34  توسط انسان  | 

چه بگويم؟ سخنی نيست

می وزد از سر اميد، نسيمی؛
ليک تا زمزمه ای ساز کند
در همه خلوت صحرا
به روش
نارونی نيست
چه بگويم؟ سخنی نيست
***
پشت درهای فرو بسته
شب از دشنه دشمنی پر
به کنج انديشی
خاموش
نشسته ست
بام ها
 
زيرفشار شب
کج،
کوچه
از آمدو رفت شب بد چشم سمج
خسته ست
***
چه بگويم ؟ سخنی نيست

در همه خلوت اين شهر،آوا
جز زموشی که دراند کفنی
نيست
ونذر اين ظلمت جا
جزسيا نوحه شو مرده زنی
نيست

ورنسيمی جنبد
به رهش نجوا را
نارونی نيست
چه بگويم؟
سخنی نيست...

شاملو

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 21:52  توسط انسان  | 

On the leaden morning background

The rider

Stood silent,

The long mane of his horse in the wind

Disordered.

 

O God! O God!

The riders must not stand,

When an incident is imminent.

 

Beside the burnt hedge

The girl

Is standing silent

And her thin skirt in the wind

Is stirring.

 

O God! O God!

Girls must not stay still

When men,

Tired and  disappointed

Grow old.

 

Ahmade Shamlu         ترجمه ي شعر احمد شاملو

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/18ساعت 21:20  توسط انسان  | 

از بس اين روزا فكرم مشغول بود اصلا يادم نبود كه امروز عيده

هر چند زيادم دير نشده

اينم آپ امروز به مناسبت ميلاد پيامبر(ص) و امام جعفر صادق (ع)

بازم ازتون ميخوام دعا يادتون نره

ممنون

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/17ساعت 21:46  توسط انسان  | 

سلام ، بهتون گفته بودم واسم دعا كنينا ، حالا يا شما دعا نكردين يا خدا اجابت نكرده ، تنها چيزي كه الان ميتونم بگم اينه :

كمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــك

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/16ساعت 20:44  توسط انسان  | 

اين روزا خيلي تحت فشارم ، از لحاظ روحي. 

به دعاهاتون خيلي احتياج دارم

چون بايد بتونم به يه كسايي كمك كنم ، ميخوام دعا كنين كه خدا بهم اين توانايي رو بده

در واقع اگه نتونم به اونا كمك كنم ، اونوقت يكي بايد پيدا بشه كه به خودم كمك كنه
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/13ساعت 22:34  توسط انسان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/13ساعت 2:3  توسط انسان  | 

تو يكي از پستاي چند ماه قبلم كتابي از پائولو كوئليو با عنوان كنار رود پيدرا نشستم و گريستم رو بهتون معرفي كرده بودم ، حالا هم اومدم يكي ديگه از كتاباشو معرفي كنم كه اگه نخوندين حتما سعي كنين تهيه كنين و بخونينش، واقعا زيباست. با نام: كيمياگر

محتواي كنار رود پيدرا نشستم و گريستم بيشتر عاشقانه و عارفانه هست و كيمياگر هم داستاني سرشار از نكته هاي آموزنده ، جذاب و شگفت انگيز از زندگي هر انساني است كه تصميم دارد افسانه ي شخصي خويش را محقق كند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/13ساعت 1:48  توسط انسان  | 

 

اينكه ميبينين من زود زود آپ ميكنم واسه اينه كه اين وبلاگ روخيلي دوست دارم.در واقع ميتونم بگم تنها چيزيه كه مال خود خودمه ، مثل دفتر خاطراتم ميمونه ، هر وقت كه خيلي خوشحالم يا هر وقت كه دلم بگيره ميام توش درد دلامو مينويسم. و هر جورم كه بخوام تغييرش ميدم.

خب حالا اينارو بخونين: (البته اينا رو گلچين كردم،ممكنه بعضياشون بهم ربط نداشته باشن)

 

شيطان به خداوند گفت: چگونه است كه بندگانت تو را دوست مي دارند و تو را نا فرماني مي كنند در حالي كه با من دشمن اند ولي از من اطاعت مي كنند؟! خطاب رسيد كه اي ابليس به واسطة همان دوستي كه به من دارند و دشمني كه با تو دارند از نافرماني هاي آنان در خواهم گذشت

 

فرشتگان از خدا پرسيدن: خدايا تو که بشر رو آنقدر دوست داري چرا غم را آفريدي ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفريدم چون اين مخلوقه من تا غمگين نباشه به ياد خالقش نمي افته!!

 

عاشق آن کسی باش که به دو طرفه بودن اسرار کند

 

بهترين مترجم کسي است که سکوت ديگران را ترجمه کند

 

انسان نقطه ای است بين دو بی نهايت :

بی نهايت لجن و بی نهايت فرشته (دکتر علي شريعتی)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/11ساعت 3:38  توسط انسان  | 

يادت باشه تعطيلاتت بزودي تموم ميشه و بعدش امتحاناست که انتظارتو ميکشه (ستاد کوفت کردن تعطيلات نوروزي(

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/09ساعت 16:32  توسط انسان  | 

مردم بابا ۲ساعته دارم ميگردم يه تغييری تو وبلاگ بدم زدم درب و داغونش کردم

آخرشم هيچ تغييری ندادم

به نظرم سادگی از همه چيز بهتره 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/08ساعت 4:27  توسط انسان  | 

با تشكر از شادي خانوم  shadi_star2@yahoo.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/01/06ساعت 2:17  توسط انسان  | 

اي عاشقان اي عاشقان گلايه دارم از جهان

نامردمي از هر كران آتش به دلها ميزند آتش به دلها ميزند

همچون زمين آسمان ستاره هاي خون چكان

سنگ مصيبت هر زمان بر سينه ما ميزند آتش به دلها ميزند

دنيا به كام اهل ناز ما بي دلان اهل نياز

اين قلب خونين باغ ما

داغ شقايق داغ ما

اي عاشقان اي عاشقان گلايه دارم از جهان

نامردمي از هر كران آتش به دلها ميزند آتش به دلها ميزند

آه خسته از رنگ و ريا

با درد فردا آشنا

اين آسمان رو پر فروع

روي زمين رو بي دروغ

خالي زكين ميخواستيم

نيك و لوين ميخواستيم

زيباترين ميخواستيم كي اين چنين ميخواستيم

روزي كه قلب اين جهان با عشق آزادي زند

دنيا به روي مردمان لبخندي از شادي زند

اي عاشقان  اي عاشقان

از ياد ما ياد آوريد دل دادگان دلدادگان با ياد ما داد آوريد از ياد ما ياد آوريد

شاد آ كه با يگانگي از بند غم رها شويد

به رغم غم بيگانگي منو تو باهم ما شويم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/04ساعت 1:11  توسط انسان  | 

سلام عليكم حالنون خوبه ؟ ايشالله كه همينطوره

خب الان اومدم كه يه پستي به مناسبت رسيدن سال نو بزارم و در رم

آرزوي من واسه اين سال اينه كه يكي از سالهايي باشه كه توش پر باشه از افتخار و سربلندي واسه كشور عزيزمون ايران

واسه همه ي جوونامون هم آرزو ميكنم كه سالم و خوش باشن و از همه ي غماي عالم دور.

(من خيلي جووناي كشورمونو دوست دارم ، چون خودمم يكي از اونام و ميدونم تو كشور ما خيلي مشكلات سر راهمون هست كه فقط و فقط كليد حلشون دست خودمونه و البته بايد توكلمون هم به خدا باشه).

و سومين آرزومم آرزوي سلامتي خونوادمه،و اينكه خدا سايه ي پدر مادرمونو از سرمون كم نكنه و اينكه صميميت و محبت هيچوقت از خونوادم دور نشه

سال نو رو هم به همه تون خيلي خيلي تبريك ميگم

 

اينم يه جوك به مناسبت سال نو:

به خروسه زن نميدن ميره گاليلابلانكا ميخره

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/01ساعت 0:5  توسط انسان  |