تابستون پارسال برام خیلی مفیدتر تموم شده بود ، نمیدونم چرا امسال اینجوری شدم. نه مطالعه آنچنانی داشتم و نه کار مفیدی انجام دادم، شاید واسه این بود که پارسال میرفتم باشگاه ورزشی. واقعا ورزش تونشاط بخشی روحیه و جسم آدم تاثیر میزاره. تقریبا تموم داستانای صادق هدایتم به لطف دوستم از اینترنت داونلود کرده بودم و خوندم. و چند تا کتاب دیگه که الان خوب یادم نیست. تقریبا کار هر روزم بود که ساعت 3 رادیو رو روشن کنم و برنامه ی آقای دوستی « هزار پنجره » رو گوش کنم ، البته در حین گوش دادن معمولا کارای دیگه هم انجام میدادم. از بخش داستانیش واقعا خوشم میومد؛ مخصوصا لیلی و مجنون و شازده کوچولوش. کلا زیاد رادیو گوش میدم، چون موقع گوش کردن میتونم به کارای دیگه هم برسم البته جز مطالعه کردن. کلاس نقاشی هم که می رفتم طبق معمول و هنوزم میرم. کلی واسه این تابستون برنامه ریخته بودم.یه سی دی آموزش زبان فرانسه گرفته بودم که چند روز اول استفاده کردم و بعدش دیگه اصلا نشد برم سراغش. کلاس برنامه نویسیم که میرم هنوز. اگه بخوام به همه ی اینا برسم بعلاوه ی کارای شخصی خودم با کامپیوتر و اینترنت و وبلاگ نویسی تقریبا نصف روز رو باید پشت کامپیوتر سرکنم که امکانش نیست و شرایطم طوری نیست که هر وقت دلم خواست بیام پای کامپیوتر. واسه امتحان زبانشناسی ترم پیشم 2 فصل آخرش رو نرسیدم که بخونم ، جالب اینکه با این حساب بازم نمره ی خیلی بالایی گرفتم
این 2 تا فصلم جز برنامه م بود که بخونم ولی تا حالا که یه فصلشم تموم نکردم .
ای تنبل.
