تبليغاتX
بار امانت - وفا

بار امانت

عشق است و آتش وخون داغ است و درد دوري

كي مي توان نگفتن كي مي توان صبوري

كي مي توان نرفتن گيرم پري نمانده

گيرم كه سوختيم و خاكستري نمانده

با دوست عشق زيباست با يار بي فراري

از دوست درد ماند و از يار يادگاري

گفتي از روز سحر گفتم از من مگذر

مجنون ليلا رفتي بي بال و بي پر

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/20ساعت 2:2  توسط انسان  |